تبليغاتX
.•:I♥U:•.عاشق بی معشوق.•:I♥U:•.

.•:I♥U:•.عاشق بی معشوق.•:I♥U:•.

W E L C O M E

 


.•:I♥U:•. عاشق بی معشوق .•:I♥U:•.

 

 

 

به عاشق بی معشوق من خوش اومدین

نظر یادتون نره

وگرنه الهی که همتون کچل بشین

ஜŘдź!¥£ђஜ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 11:45  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•  

ود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما

بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میکشت
باز زندانبان خود بودم
آن من دیوانه عاصی
در درونم هایهو می کرد
مشت بر دیوارها میکوفت
روزنی را جستجو می کرد
در درونم راه میپیمود
همچو روحی در شبستانی
 بر درونم سایه می افکند
همچو ابری بر بیابانی
می شنیدم نیمه شب در خواب
هایهای گریه هایش را
در صدایم گوش میکردم
درد سیال صدایش را
شرمگین می خواندمش بر خویش
 از چه رو بیهوده گریانی
در میان گریه می نالید
دوستش دارم نمی دانی
بانگ او آن بانگ لرزان بود
کز جهانی دور بر میخاست
لیک درمن تا که می پیچید
مرده ای از گور بر می خاست
مرده ای کز پیکرش می ریخت
عطر شور انگیز شب بوها
 قلب من در سینه می لرزید
مثل قلب بچه آهو ها
در سیاهی پیش می آمد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزدیکتر میشد
ورطه تاریک لذت بود
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشه ام آرام
می گذشت از مرز دنیا ها
باز تصویری غبار آلود
زان شب کوچک  ‚ شب میعاد
زان اطاق سکت سرشار
از سعادت های بی بنیاد
در سیاهی دستهای من
می شکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش
ریشه هامان در سیاهی ها
قلب هامان میوه های نور
یکدیگر را سیر میکردیم
با بهار باغهای دور
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویا ها
زورق اندیشه ام آرام
میگذشت از مرز دنیا ها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن مغرور سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او اید
عاقبت روزی به دیدارم

                                                 فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 0:36  توسط I♥U  | 

تولدت مبارک

 

 

 

  

    نگاهت را قاب میگیرم

   در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی

   بخشید

  امروز روز تولد توست

  تولدت مبــــــــــــــــارک

  

 

خودکارم را از ابر پر میکنم و برایت از باران مینویسم :

نادیا جونم

میدونم از دست من دلگیری...!

اما اومدم بهت بگم که عسیسکم

 

تولدت مبــــــــــــــــــــــارک

 

ایشالله ۱۰۰۰۰سال زندگی کنی

دوستت دارم تا همیشه آبجی گلم........................

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/22ساعت 22:39  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

 

میلادم تسلیت بـــــــــــــــــــــــــاد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت 23:38  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

AloNe feEl

 

 

پس هر گاه احساس تنهایی کردی...

  این حقیقت را به خاطر داشته باش... 

  یک نفر...

            یک جایی...

                  در حال فکر کردن به توست...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 19:37  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

bE hAidEn

 

 

                               آری آغاز دوست داشتن است

                                            گر چه پایان راه ناپیداست............

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 0:50  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

Happy Valentain

 

 

                                    دوستت دارم از امروز

                                تا تمام فرداهـــــــــــــــــا............

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/26ساعت 12:5  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

I hAvE GOD

 

کی گفته بود که تنهام

وقتی تو رو ندارم

بازم میگم بدونی

منم خدایی دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 15:28  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

MдrḠ

 

 

امشب

چقدر مرگ به من نزدیک است

چند ساعت است

که انتظارم را میکشد

نفسم را حبس میکنم

تا مرا پیدا نکند

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 20:0  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   | 

y0U a$K mE

در دلم غوغاست 
 آتش زیر خاکستر 
 می سوزاندم چو شمع 
 ذره ذره ی وجودم را آب می کند
 تا کی شعله و زبانه کشد
لب فروبسته و هیچ نگویم از رنج درونم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 2:32  توسط •*.ஜ.*•Rдz!¥£ђ•*.ஜ.*•   |